دست طبيعت در هر دل پاك اين احساس شريف را گذاشته است كه به تنهايي نمي تواند خوشبخت شود و بايد سعادت خود را در خوشبختي ديگران بجويد.((گوته)) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


عدم پايبندي به نظم گيتي، ويژگي انسانهاي گوشه گير است كه عشق و احساس را سپر ديدگاههاي نادرست خود مي سازند.((اُرد بزرگ)) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


يار اگر نادان باشد، تنهايي بهتر است.((بودا)) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


دوستان را در خلوت سرزنش كنيد و در ملاء عام تحسين.((لاتيني))


يقين داشته باش آن كسي كه عيبهاي تو را در خلوت باز گو مي كند، دوست تو است. زيرا خود را باخشم و كينه تو روبرو مي سازد و از اين كار هيچ باك ندارد. انگشت شمارند كساني كه بتوانند چنين وضعي را تحمل كنند. بيشتر مردم خواستار شنيدن ستايشند و اين ستايش دوستي يكي از بلاهايي است كه بيشتر از هر چيز نوع بشر را مي فريبد و جادو مي كند.((لرو.لاري))


آنچه را آفريده ام، فقط ثمره تنهايي است.((فرانتس كافكا))


انساني كه عزم به تنها زيستن نموده است، بايد از خانه و كاشانه خويش به همان نسبت دوري جويد كه از جامعه. من به هنگام مطالعه و نوشتن، احساس تنهايي نمي كنم، هرچند كه در اطرافم هيچ كس نباشد. اما اگر كسي مي خواهد تنها باشد، ستارگان آسمان را به او نشان بده.((رالف والدو امرسون))


هر قدر كه مي تواني از اشتباهات ديگران درس بياموز؛به تنهايي، وقت براي انجام همه آنها نخواهي داشت.((آلفرد شين ولر))


من فهميدم كه وطن دوستي و ميهن پرستي به تنهايي كافي نيست و من مي بايست نسبت به هيچ كس بغض و كينه نداشته باشم.((اديت كاول))


هميشه دلم مي خواست به بشريت يا به تعبيري به عده زيادي از مردم و نه چند مورد به تنهايي، خدمت كنم.((جوناس سالك))


چه آسان مي توان مطابق عقايد ديگران زندگي كرد، چه آسان مي توان در خلوت و انزوا مطابق نظرات خود رفتار نمود، اما بزرگ آن كسي است كه در ميان مردم، استقلال راي خود را در عين صميميت و مهرباني حفظ كند.((رالف والدو امرسون))



اگر زندگي اشخاص به راستي موفق را كه بر دنيا تاثير گذاشته اند، مرور كنيد، خواهيد ديد كه عملاً در تمام موارد، زمان قابل ملاحظه اي را به خلوت كردن با خود مي گذرانند، به تعمق و تامل مي پردازند، مراقبه مي كنند و گوش مي دهند.((؟))


به راستي همان عشق به تنهايي كافي است كه موجد اتحاد و توانايي افراد جامعه باشد.((افلاطون))


براي ارواح بشري چه چيزي بالاتر از اين است كه در هر رنج و محنتي غمخوار يكديگر و در هر شادي، شريك خنده هاي هم و در خلوت خاطره هاي يكديگر تنها تصاوير ماندگار و ابدي وجود هم باشند.((جرج اليوت))


نبوغ، خود به تنهايي به همان اندازه قادر است انديشه هاي ناب توليد كند كه يك زن به تنهايي مي تواند طفلي به دنيا آورد. شرايط بيروني بايد نبوغ را بارور سازند و نقش پدر را براي فرزندش ايفا كنند.((آرتور شوپنهاور))


مرد و زن به اين دليل در عشق هم مي افتند كه از تنهايي درآيند.((اشو))


جامعه ي آزاد جامعه اي است كه افراد منزوي در آن امنيت كامل داشته باشند.((آدالي استيونسن))


در آن زمان كه به شدت احساس تنهايي مي كني، مطمئن باش كه يكي براي ديدنت لحظه شماري مي كند.((ويليام شكسپير))


چه بسيار آدميان ناداني كه مهرباني شايستگان را بر نمي تابند. آنها در نهايت يا به بردگي تيزدندانان گرفتار آيند و يا چهره زشت تنهايي را آشكارا ببينند.((ارد بزرگ))

مهم نيست كه چقدر منزوي هستيد و چه ميزان احساس تنهايي مي كنيد. اگر كار خود را براستي و خودآگاهانه انجام دهيد، ياران ناشناخته مي آيند و شما را فرا مي خوانند.((ميگوئل سروانتس ساآودِرا))

اگر زيبايي را آواز سر دهي، حتي در تنهايي بيابان، گوش شنوا خواهي يافت.((جبران خليل جبران))

در كنارمان دلبر هست و اگر نيست، در سفر رسيدن به اويم؛ پس تنهايي وجود ندارد.((ارد بزرگ))


هيچ رابطه ي انساني، وجود ديگري را به تملك خود در نمي آورد. در دوستي يا عشق، هر دو نفر در كنار هم دستهاي خود را براي يافتن چيزي كه يك دست به تنهايي قادر به يافتن آن نيست دراز مي كنند.((جبران خليل جبران))


يك رياضيدان كسي است كه به تنهايي مي نشيند و سعي مي كند مشكلي را حل كند كه حتي خودش هم نمي دانست چنين مشكلي وجود دارد.((آتله سربرگ))

هر روز مجالي را صرف خلوت كردن كن.((دالاي لاما))

تجربه به تنهايي توليد دانش نمي كند.((كرت لوين))


ازدواج وسيله اي براي فرار از ترس تغيير است. ازدواج وسيله اي است تا پيوند را تثبيت كني. اما عشق چنان پديده اي است كه به محض تلاش براي تثبيت آن، خواهد مرد. ايستايي در عشق همان و نابودي عشق همان. عشق حقيقي، تنهايي را به يگانگي مبدل مي سازد.((اشو))


گوشه گيري و كاهلي، روش كساني است كه مي گويند: آنچه را كه من نمي توانم كرد ديگران مي توانند.((ژان پل سارتر))


انسان نمي تواند به تنهايي و براي خود زندگي كند؛ اين مرگ است نه زندگي.((لئو نيكولايويچ تولستوي))


انسانهاي بزرگ مانند عقابند كه آشيانه ي خود را بر فراز قله هاي بلندِ تنهايي مي سازند.((آرتور شوپنهاور))


اين باور كه يك شخص مي تواند به تنهايي كار بزرگي انجام دهد، افسانه اي بيش نيست.((جان ماكسول))


هيچ مشكلي وجود ندارد كه نتوان آن را با يكديگر از بين برد. تنها تعداد كمي از مشكلات را مي توانيم به تنهايي از بين ببريم.((ليندون جانسون))


بينش به تنهايي كافي نيست، بايد با كار توام باشد. [ همان گونه كه ] تنها نگريستن به پله ها كافي نيست، بايد از آنها بالا رفت.((وينس آبنر))


مغز از محل حكومت خود و به تنهايي مي تواند از بهشت، جهنمي و از جهنم، بهشتي بسازد.((ميلتون))


لذت ترساندن، ژرف و پايدار است. به همين دليل، مترسك از ايستادن در دشت خلوت هيچ گاه خسته نمي شود.((جبران خليل جبران))


شما هيچ به گل من نمي مانيد. شما هنوز هيچ چيز نشده ايد. كسي شما را اهلي نكرده و شما نيز كسي را اهلي نكرده ايد. براي شما نمي توان مُرد. البته گل سرخ من هم در نظر يك رهگذر عادي به شما مي ماند، اما او به تنهايي از همه ي شما برتر است؛ زيرا او گل سرخ من است...((آنتوان دوسنت اگزوپري))


اندرز من به زوجهاي جوان اين است كه به هنگام شادي، همگام با يكديگر نغمه ساز كنيد و پاي بكوبيد و شادمان باشيد، اما امان دهيد كه هر يك در حريم خلوت خويش آسوده باشد و تنها؛ چون تارهاي عود كه تنهايند هر كدام، اما به كار يك ترانه ي واحد در ارتعاش.((جبران خليل جبران))


زماني كه پريان از رقصيدن و روحانيون از گوشه نشيني دست برداشتند، عمر دنياي شاد به پايان رسيد.((جان سلدن))


يگانه راه دوري از گزينش هاي هراس آور، ترك مردمان و گوشه نشيني است كه خود، گزينشي هراس آور است.((ريچارد باخ))


اگر داشتن فكر و انديشه ي مثبت به تنهايي كارساز بود، بايستي همه در كودكي اسبهاي كوچك داشته و اكنون نيز زندگي رويايي داشته باشيم؛ هر موفقيت بزرگ با عمل به دست مي آيد.((آنتوني رابينز))



يك فرد هر چقدر هم كه باهوش باشد، مشكل است كه به تنهايي بتواند با تمام استعدادهاي يك گروه كارآمد برابري كند.((آنتوني رابينز))

تنهايي جهنم است، اما اين جهنم با مطالعه تبديل به بهشت مي شود.((موريس مترلينگ))


همواره تنهايي، توانايي به بار مي آورد.((اُرد بزرگ))


براي اهل انديشه هيچ دوستي بهتر از تنهايي نيست.((اُرد بزرگ))


تاكنون دوستي را پيدا نكرده ام كه به اندازه تنهايي شايسته رفاقت باشد.((تورو))


روش پسنديده اي را براي خود برگزين و آنگاه، چه در زمان تنهايي و چه در ميان جمع، پيوسته اين راه را طي كن.((اپيكتت))


معاشرت بر دانايي مي افزايد، ولي تنهايي مكتب نبوغ است.((گيبون))


هر كس در دنيا بايد يكي را داشته باشد كه حرفهاي خود را به او بزند؛ آزادانه و بدون رودربايسي و خجالت. به راستي انسان از تنهايي دق مي كند.((ارنست همينگوي))


تاريخ يك ماشين خودكار و بي راننده نيست و به تنهايي استقلال ندارد، بلكه تاريخ همان خواهد شد كه ما مي خواهيم.((ژان پل سارتر))


آنكه با خودش تنهاست، هرگز كامل نيست.((تن))


خودخواه، تجربه سخت تنهايي را پيش رو دارد.((ارد بزرگ))


تنهايي براي جوان ارزشمند و براي پير آزار دهنده است.((اُرد بزرگ))


اين قانون طبيعت است كه هيچ كس به تنهايي نمي تواند خوشبخت باشد، بلكه خوشبختي و سعادت را بايد در سعادت و خوشبختي ديگران جستجو كرد.((ويليام شكسپير))


طلوع و غروب عشق، خود را به وسيله درد تنهايي و جدايي آشكار مي سازد.((لابروير))


به راستي كه ابلهان انسانهاي خوشبختي هستند، زيرا هرگز پي به تنهايي خود نمي برند.((ژان يل توله))


بر اين باورم كه پس از گرسنگي و چه بسا پيش از آن، تنهايي بزرگترين مسئله بشر است.((مسعود فرزاد))


افرادي كه بزرگترين خدمت را به دانش و فرهنگ نموده اند، نويسندگان و پژوهشگراني بوده اند كه در انزوا مي زيسته اند و هرگز در گفتگوهاي دانشگاهي شركت نكرده و حقايق صد در صد اثبات نشده را در آكادمي ها ابراز نداشته اند.((فرانسوا ولتر))


بهشت نيز در تنهايي ديدني نيست.((دانته))


كشورهاي پيشرفته از فقر درك و فهم، فقر اراده، تنهايي و فقدان عشق و معنويت رنج مي برند. امروزه بيماري وحشتناك تر از اين در جهان وجود ندارد.((مادر ترزا))


تنهايي و احساس ناخواسته بودن، ترسناك ترين فقر ممكن است.((مادر ترزا))



گرفتاري كار روزانه مجال بيداري خود دروني و برتري را نمي دهد. براي رسيدن و پيدا كردن خود دروني سعي كنيد با خود خلوت كنيد.((كن بلانچارد))

آدم تنها اگر در بهشت هم باشد به او خوش نمي گذرد. اما كسي كه به كتاب يا تحقيق علاقه مند است، هنگامي كه به مطالعه يا انديشه درباره محتواي آن كتاب مشغول است، جهنم تنهايي براي او بهترين بهشت هاست.((موريس مترلينگ))


هر يك از ما به تنهايي، مي توانيم كار كوچكي انجام دهيم، ولي اگر گردهم آييم، مي توانيم دستاورد بزرگي داشته باشيم.((ريچارد تمپلر))


براي خوشبخت شدن، لازم است هر روز چند ساعت و هر ماه چند روز و هر سال چند ماه را در تنهايي به سر بريم.((ژرژ دو هامل))


هيچ‌چيز جز در تنهايي انجام‌پذير نيست. در اين دوران، تنها بودن و در تنهايي زيستن كار دشواري ا‌ست.((پابلو پيكاسو))


آن كه شيريني تنهايي و آرامش را چشيد، از ترس و گناه رسته [=رهايي يافته] است.((بودا))


روح غمگين، در تنهايي آرام مي‌گيرد و از انسانها مي‌هراسد؛ چون آهويي زخمي كه گله را به جا نهاده و به زندگي غار رو مي‌آورد تا بهبود يافته يا بميرد.((جبران خليل جبران))


تنهايي، همان بيماري روح بشر است.((هرگسلي))


زندگي، بدبختي، گوشه نشيني، سرگرداني و تهيدستي، ميادين كارزاري‌اند كه قهرمانان آن، قهرمانان ناديدني آن، گاه به مراتب نيرومندتر از قهرمانان نامي هستند.((ويكتور هوگو))

هنرمند به تنهايي، ارواح را مي‌بيند، ولي زماني كه از او خواسته مي‌شود ارواح را پديدار سازد، همه ي آنها را مي‌بينند.((گوته))

از بين بردن دشواري هاي شخصي، به تنهايي، لذت ويژه اي به همراه دارد.((گيل ليندن فيلد))


زندگي من يك زندگي آزاد است، اما برخي اوقات احساس تنهايي در آن رشد مي كند.((ريچارد باخ))


ترسهايت را خودت بايد به تنهايي از بين ببري و بر آنها چيره گردي... هيچ كس در اين راه به تو كمك نخواهد كرد؛ چون هيچ كس به اندازه ي خودت با ترسهايت آشنا نيست.((جك كانفيلد))


به راستي تسلي بزرگي است كه كسي بتواند در زمان هاي درد و تنهايي و فراق، دست كم يك خاطره ي كامل درخشنده را به ياد آورد.((آندره موروا))


آزادي، فرصتي براي گوشه گيري است؛ تو اگر بتواني خودت را از انسانها جدا كني، آزادي.((فرناندو پسوا))


رنج كشيدگان راستين گردهم نمي آيند و گردهمايي تشكيل نمي دهند. هركس رنج مي كشد، به تنهايي رنج مي كشد.((فرناندو پسوا))


تنهايي رفتار مرا رقم مي زند نه انسانها.((فرناندو پسوا))


فقط هنگامي يك نويسنده مي تواند اثري مهم به وجود آورد كه كاملاً گوشه گير شود.((گوته))


شما خود به تنهايي، مدبرترين آموزگار خود هستيد. در ژرفاي وجودتان، آنچه را كه بايد بدانيد، مي دانيد.((شري كارتر اسكات))


احساس آسايش در زمان تنهايي و لذت بردن از آن، نشانه ي آرامش درون و تمركز است.((دنيس ويتلي))



كتاب راستين همان است كه پا به تنهايي ما مي گذارد.((كريستين بوبن))

هوش سرشار، به تنهايي، به ويژه هوش سرشار بدخيم، پاسخگوي هيچ دردي نيست.((كريستين بوبن))


همه‌ي خردها و مذاهب كهن، يك چيز به تو مي‌گويند: "براي خودت به تنهايي زندگي نكن، بلكه براي ديگران زندگي كن. اسير نفس خود نباش، چون به زنداني ابدي تبديل مي‌شود."((باربارا وارد))


انسان‌ها را از دور دوست داشتن، كار دشواري نيست. دوست داشتن آنهايي كه به ما نزديك هستند، كار دشواري است. بخشيدن يك كاسه برنج براي سير كردن يك گرسنه، بسي آسان‌تر از كاهش تنهايي و درد و رنج انساني رانده شده در خانه‌ي خودمان است. عشق را به خانه‌ي خود بياوريد؛ چرا كه عشق ورزيدن به يكديگر را بايد از خانه آغاز كنيم.((مادر ترزا))


من باور ندارم كه رنج تنها، آموزنده است. اگر رنج به تنهايي آموزنده بود، مي‌بايست همه‌ي مردم دنيا خردمند مي‌شدند؛ چون هر كسي به گونه‌اي رنج مي‌كشد. بايد غمخواري، همدلي، شكيبايي، عشق، همت والا و ميل به حساس باقي ماندن را به رنج افزود.((آن مارو ليندبرگ))


هميشه افراد پيشگام، آفريننده و كاوشگر، افرادي يكه و تنها هستند كه به تنهايي با تضادهاي دروني، ترس‌ها و سپرهاي دفاعي خود در برابر خودخواهي و غرور و حتي در برابر پارانويا [ =جنون بدبيني ] مبارزه مي‌كنند.((آبراهام مازلو))


جز مرد خردمند، كسي نيست كه خود به تنهايي، ضامن [=پذيرفتار] نيكبختي خويش باشد، يعني در ميان مردم، شخص خردمند كمتر از همه، نيازمند وجود ديگران است.((افلاطون))


ناتواني يك انسان، از آنجا سرچشمه مي‌گيرد كه نمي‌تواند براي دراز مدت با خود خلوت كند و در يك اتاق تنها بنشيند. اين امر سبب مي‌شود كه خودِ اين انسان، نه تنها پاره‌اي از دشواري‌ها، بلكه همه‌ي دشواري‌ها باشد.((بلز پاسكال))



آموزش را در خانواده، دانش را در جامعه و بينش را در تفكرات تنهايي مي آموزند.((نيچه))


در تمام دوران طولاني تاريخ بشر چيزي وحشتناك تر از احساس تنهايي وجود نداشته است.((نيچه))


در تنهايي، صداها طنين ديگري دارند.((نيچه))


اگر نمي خواهيم چيزي را كه رسوايي به بار مي آورد در خود مخفي كنيم، زندگي در انزوا به چه درد مي خورد؟((نيچه))


تنهايي از ديدگاه ما فضيلت، گرايش و اجباري متعالي به پاكي است.((نيچه))


بايد بر چهار فضيلت خويش يعني دلاوري، نگرش ژرف، همدردي و تنهايي چيره ماند.((نيچه))


او مرا مي ستايد، پس به من حق مي دهد. اين خريّت در نتيجه گيري، نيمي از زندگي ما گوشه نشينان را تباه مي كند. زيرا خران را به همسايگي و دوستي با ما وا مي دارد.((نيچه))


از نوشته هاي هر گوشه نشيني، بخشي از پژواك بيابان و نجواها و نگرش هاي هراسان به تنهايي شنيده مي شود.((نيچه))


فرد خلوت نشين مي گويد كه حقيقت در كتابها نيست و فيلسوف آن را پنهان مي كند. فرد والا از فهميده شدن توسط ديگران در هراس است نه از بد فهميده شدن؛ چون مي داند كساني كه او را بفهمند به سرنوشت او يعني رنج كشيدن در دنيا دچار خواهند شد.((نيچه))


شاعران همه باور دارند كه هر گاه كسي بر چمن يا بر دامنه اي خلوت دراز بكشد و گوش كند، از آن چيزهايي كه در ميان زمين و آسمان است چيزي دستگيرش نخواهد شد.((نيچه))


چهار فضيلت انسان والا عبارت است از : دليري، درون بيني، همدلي و تنهايي كه گرايش به آنها سبب پاكي مي شود.((نيچه))


بايستي دوباره به انبوهه ي مردمان بازآيي، در ميان آنها سُفته و سخت شوي؛ تنهايي تباه مي كند...((نيچه))



بر خلوت نشين بيداد روا مي دارند و بر او لاي و لجن پرتاب مي كنند. اما، برادر، اگر ستاره مي خواهي بود بدين سبب بر ايشان كمتر متاب!((نيچه))

گوشه نشين چاهي ژرف را ماند؛ سنگي در آن افكندن آسان است، اما چون به ته چاه فرو رفت، هان، چه كس آن را باز برون خواهد آورد؟((نيچه))


هر كس هر چه را كه با خود به خلوت بَرَد آن چيز آنجا رشد مي كند، از جمله ددِ درون. از اين رو بسياري را بايد از خلوت نشيني بر حذر داشت.((نيچه))


پايان تنهايي آغاز بازار است؛ و آنجا كه بازار آغاز مي شود، همچنين آغاز هياهوي بازيگران بزرگ است و وز وز مگسان زهرآگين.((نيچه))


بگريز، دوست من، به تنهايي ات بگريز! تو را از بانگ بزرگ مردان كر و از نيش خردان زخمگين مي بينم.((نيچه))


هيچ ديواري آنقدر بلند نيست كه ما را از تنهايي و نوميدي انساني ديگر جدا نگه دارد.((لئوبوسكاليا))


يك زن به تنهايي، هنگامي كه عاشق باشد، زمين و آسمان را پُر مي‌كند.((كريستين بوبن))


تنهايي، گاه آدم‌ها را پَس مي‌زند، گاه نيز تنهايي، آدم‌ها را به سوي خود مي‌كِشد؛ چون به همان اندازه كه درياچه وجود دارد، تنهايي هم وجود دارد.((كريستين بوبن))

در تنهايي مرگ، هيچ چيز از چشم نمي‌افتد.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
سرچشمه‌ي عشق، احساس تنهايي است.((لئوبوسكاليا))

تا زماني كه در اين دنيا درد و رنج، تنهايي و گرسنگي وجود دارد، ما در برابر آنها پاسخگو هستيم.((لئوبوسكاليا))


بسا زمان‌ها از آنچه بيش از هر چيز بدان نيازمنديم، مي‌گريزيم و از همين رو، دچار تنهايي، اندوه و بي‌كسي مي‌شويم. رشد كردن، راه بهتري پيش پايمان مي‌گذارد.((لئوبوسكاليا))


شما نمي‌توانيد به تنهايي و براي خودتان زندگي كنيد؛ بايد همكاري نموده و به ديگران خدمت كنيد.((كيم وو چونگ))


معشوق در چشم عاشق، هميشه تك و تنهاست.((والتر بنيامين))


به تنهايي غذا خوردن، آدم را سخت و خشن مي‌كند.((والتر بنيامين))


هر اندازه هم كه باهوش باشيد، به هر روي، به تنهايي نمي‌توانيد كاري از پيش ببريد.((جفري كروكشنك))


پايداري و قاطعيت، به تنهايي داراي قدرت تام هستند. روش "قاطعانه ادامه بده"، هميشه دشواري‌هاي نژاد بشر را از بين برده و خواهد برد.((كالوين كوليج))


ما به تنهايي كاري از پيش نمي‌بريم، با يكديگر مي‌توانيم كارهاي بسياري بكنيم.((هلن كلر))


شما و شما به تنهايي مسئول اقدام جهت آفرينش زندگي رويايي خودتان هستيد. هيچ كس ديگري نمي‌تواند آن را براي شما انجام دهد.((جك كانفيلد))

آنچه را كه در دنياي گمان، خواستارش هستيد، در تنهايي با پژواكي بلند بخواهيد.((وين داير))

ذهن، به تنهايي، مسئول همه‌ي گره‌ها و گره‌گشايي‌هاست.((مثل سانسكريتي))

[ سه شنبه سی ام آبان 1391 ] [ 20:34 ] [ Behnaz ]

[ ]